تبلیغات
چای در تنهایی
چای در تنهایی
 
قالب وبلاگ
فال حافظ

تو عشق منی
همه چیز منی
ولی الان دیگه احساس گناه میکنم
حتی فکر کردن بهتم احساس گناهه
وگرنه از خدامه حداقل یه بار دیگه تو خاطرم بغلت کنم

حتی تو فکرمم نمیتونم بشینم کنارت
دستاتو بگیرم

باهات درد دل کنم

می فهمی؟

بخدا از این سخت تر نمیشه
که آدم تو رویاهاشم غریب باشه


[ یکشنبه 18 مهر 1389 ] [ 12:56 ب.ظ ] [ محسن کیان دوست ]
نظرات

- به ساز شویم؟

- سازمان کوک نیست!

- ساز ما که سر ناسازگاری نداشت!؟

- اکنون نغمه ناساز کرده!

- بساز باش!

- اهل سازش نیستم!

- ساز خود را میزنی؟

- ساز دلم را میزنم

- فهمیدم! فهمیدم!

پس ساز دلت با ساز دل من همساز نیست!

- باید بسوزی و بسازی!


[ یکشنبه 11 مهر 1389 ] [ 04:44 ب.ظ ] [ محسن کیان دوست ]
نظرات

بسیارند ............ که می بینند ...

بسیارند ............. که میخوانند...

بسیارند ............. که مینویسند...

بسیارند ............. که میگویند ...

اندکی خوب می بینند...

اندکی خوب میخوانند ...

اندکی خوب مینویسند ...

اندکی خوب میگویند ...

تو خوب می بینی...

تو خوب میخوانی ...

تو خوب مینویسی ...

تو خوب میگویی ...

مرا ببین! مرا بخوان! از من بنویس!

بامن بگو!

تو خوب میگویی ...


[ یکشنبه 11 مهر 1389 ] [ 04:18 ب.ظ ] [ محسن کیان دوست ]
نظرات

میفروشم!

میخری؟

همه چیزمو! همه کسمو!

گذشته! آینده!

میخری؟ ارزون میفروشم.

قیمت یه آب نبات! فقط یه آب نبات!

حتی صدامم دیگه ارزش شنیدن نداره؟

تو که همیشه میگفتی که به من حسودیت میشه!

میگفتی: " چون یکی مث منو داری، هیچی کم نداری!"

هنوزم حسودیت میشه؟

نکنه چون دیگه ندارمت نمیخری؟

حتما چون تورو ندارم؟ آره؟

همه چیزمو میدم ، اگه بخری، با خودت میشه همون چیزی که تو بهش حسودیت میشد!

پس چرا نمیخری؟

نکنه فهمیدی که من بی تو هیچی نیستم!

واسه همینه که نه گذشته و نه آیندمو پشیزی نمیخری!؟

باشه! نخر!

نخر

آه ه ه ه ه

حیف که نتونستم این دفعه برات یه آب نبات بخرم.

ولی حالا بهت ثابت شد که بی تو هیچم؟


[ یکشنبه 11 مهر 1389 ] [ 04:07 ب.ظ ] [ محسن کیان دوست ]
نظرات

من:چه غلطی میکنی؟

او: تلفن

من:راحت باش

من:سلام برسون

او: اومدم

او: مامانم بود

او: دیروز دست اش رو بریده شدید

او: از دیروز بهش گفتم باید بخیه اش كنیا، گوش نداد!

من:آخی، نازی!

او: امروز رفته

او: دكتر بهش گفت بخیه میخواست ولی دیگه الان دیره! اعصابم خورد شد

من:باید قطع کنن؟

او: چی رو؟

من:دستشو

او: نه بابا ، زهرمار ، لال شی!

من:پس واسه چی دیره؟

او: واسه بخیه كردن

من:خب قطعش میکنن دیگه.

او: نه عزیز انگشت اش رو بریده.

من:اگه قطعش نمیکنن پس چکار میکنن؟

او: چته؟ فیلم ترسناك دیدی دیشب؟

او: نه هیچ كاریش نمیكنن همین طوری می مونه تا جوش بخوره

من:اگه جوش نخورد چی؟ قطعش میکنن دیگه؟

او: هیچی رو قطع نمیكنن!

او: مغز تو رو ممكنه ولی

او: ولی دست مامانم نه لال شی ایشالا

من:چرا میزنی؟ خب میگم قطعش نکنن!

او: حالا شد.

من:اگه من نبودم و خواستن قطعش کنن چی؟

من:اصلا بمن چه؟

من:میخوان قطعش کنن

من:میخوان قطعش نکنن

من:حالا میگماااااا

من:یه وقت قطعش نکنن!!!

من: چرا هیچی نمیگی؟

او: تلفن

من: چیه؟ چی شده؟ به من بگو! من طاقتشو دارم! قطعش کردن؟ نهههههههههههههههه!!!!


ادامه مطلب
[ دوشنبه 29 شهریور 1389 ] [ 10:57 ق.ظ ] [ محسن کیان دوست ]
نظرات

دلیل تنهایی من غم تنهایی مرا دارد

او: تو كی زن میگیری؟

من:هر وقت یه دل سیر عاشق شدم

او: خب كی؟

من: خب هنوز عاشق نشدم.

او:پنجره های دلت برای عاشقی بازه؟

من:آره ولی نسیم عشق بداخل نمیوزه.

او:در مسیر باد قرار میگیری؟

من:نه زیاد. هر بادی ارزش خراب کردن موهاتو نداره

او:خب در مسیر بادهای موسمی قرار نگیر.

من:دلمون به یه (نسیم) خوش بود دیدیم اونم اصلا حس وزیدن نداره

او:چرااااااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من:ولش كن.

او:چرا بگو!

من:اوضاع باد خرابست

حتی فوت هم پولی شده

خوش بحال چایی هایی که داغ ماندن را دوست دارند

 

(عکس اینجا به پیشنهاد طرفداران حذف شد!!!)

 


ادامه مطلب
[ شنبه 27 شهریور 1389 ] [ 01:44 ب.ظ ] [ محسن کیان دوست ]
نظرات
.: Weblog Themes By Pichak :.

تعداد کل صفحات : 9 ::      ...   6   7   8   9  

درباره وبلاگ


می نویسم
تا وقتی یک نفر بخواند...

برای نوشته های جدید در اینستاگرام دنبال کنید
www.instagram.com/mKiandoost

نظراتتونو میخونم. ولی دیر به دیر
(مظالب این وبلاگ نوشته های خودمه و ترجیح میدم همینجا خونده بشه)

آمار سایت
دوستان امروز : نفر
دوستان دیروز : نفر
كل دوستان : نفر
دوستان این ماه : نفر
دوستان ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل نوشته ها : عدد
آخرین بروز رسانی :

پیچک